
آنکه ناموخت از گذشت روزگار
هیچ نــامــوزد ز هیچ آموزگـــار
دکتر شادی آریابد پژوهشگر و مدرس زبانهای باستانی ( اوستایی، پهلوی، پارسی باستان، سنسکریت و... )
'' ریشه شناسی واژه ایزد''
«ایزد» صورت فارسی از yazata- اوستایی به معنای « ستوده» است. واژه- yazata صورت ماضی از بن yaz- به معنی «ستودن» ( سنسکریت yajata « ستودنی، نیایش»، هندو اروپایی jag «ستودن») است.
این بن فعلی در فارسی باستان به صورت yad- میآید و در نام ماه هفتم نیز به صورت bāgayādi « جشن ستایش بغ»؛ یا در ترکیب āyadana- « معبد، پرستشگاه» به کار رفته است.
واژۀ «بغ» نیز که در فارسی باستان به همان معنی «خدا» به کار رفته و اهورا مزدا بغ(خدای) بزرگ خوانده میشود به تدریج با اصطلاح یزته کنار رفته است.
در اوستا ریشۀ فعلی -yaz بسیار پربسامد است و در زمانها و وجوه گوناگون صرف شده است؛ مثلا yazamaide «میستاییم» در وصف ایزدان گوناگون آمده است: می ستاییم میترا؛ تیشتر؛ اهورا مزدا، آب، آتش، سروش و ... اسم مصدر این بن yasna « نیایش» است؛
همین صورت در میراث جنبی فارسی باستان در صورت *yasnaka- برگرفته از yasna- نیز دیده شده است.
در فارسی میانه نیز صورتهای yazad «ایزد» وyazdān « یزدان، مینوها» باقی مانده، مانند عبارت Pad nam yazdan « به نام یزدان»، که برخی از متنهای پهلوی مانند یادگار بزرگمهر، درخت آسوریک و خسرو قبادان و ریدک با این عبارت آغاز شده است.
نکته درخور توجه این عبارت صورت جمع واژه یزدان در معنای مفرد است که تاکنون دلیل آن بررسی و تفسیر نشده است.
از واژههای همریشه با ایزد، یسن و یشت اوستایی است که نام بخشهایی از کتاب اوستا به معنی «پرستش و ستایش» است .
یشتها سرودهایی هستند که معمولا به ستایش خدایان قدیم ایرانی مانند مهر، ناهید و تیشتر اختصاص دارند. یسنها یا سرودهای دینی برای مراسم قربانی مزدیسنی، امروز هم هنوز از آغاز تا پایان، هنگام نماز اصلی پارسیان خوانده میشود. مانند یسن 52 در ستایش اشه (راستی). دیگر واژة مرکب مزدیسنیmazda-yasna « ستایش مزدا، پیرو آیین مزدیسنی» است، که این صورت در فارسی معاصر باقی مانده است .
درفارسی امروزی ارتباط ریشهشناسی ایزد با واژه جشن ( در فارسی میانه صورت yašta نیز jašn «جشن گرفتن»)، و نام شهر یزد بر جا مانده است.
بن مایه :
🔸سروشیسن: بررسی متن اوستایی، یسن پنجاه و هفت از محمد تقی راشد محصل
🔸نیبرگ، هنریک ساموئل، 1382، دینهای ایران باستان، ترجمه سیفالدین نجمآبادی
🔸Mackenzie D.N.( 1971) A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford.
🔸Nyberg H.S ( 1969-1974) A manual of Pahlavi, I-II, Wiesbaden.